در مقالۀ قبلی بخش‌هایی از مطالب مطرح شده توسط دکتر پاتریشیا کاگلین در کنفرانس دانشکدۀ پزشکی دانشگاه نیومکزیکو را با شما در میان گذاشتیم. بخش سوم از این مجموعه مقالات در ادامه می‌آید:

پاسخ بیمار، راهنمای درمانگر

امروز می‌خواهم بیشتر از درمان ISTDP و فرضیه‌ام در این مورد با شما حرف بزنم که چرا فکر می‌کنم این مدل درمانی خاص انقدر تأثيرگذار است. دلیل تأثيرگذاری این درمان این است که تمام این پنج عامل {عوامل مشترکی است که موجب موفقیت درمانگران در کار درمان می‌شود. در مقاله قبلی از این سری از مقالات با نام “ماهرترین درمانگران چه ویژگی‌هایی دارند”، به آن پنج ویژگی اشاره شده است} را در یک سیستم جامعی از مداخلات یکپارچه می‌کند. ما در واقع پاسخی را که بیمار به مداخلۀ ما می‌دهد به عنوان ابزار تشخیصی اصلی خود در نظر می‌گیریم و برای مداخلات بعدی از آن کمک می‌گیریم. به همین دلیل است که این مدل درمانی دقیقاً متناسب با نیازها و ظرفیت‌های هر یک از بیمارانمان است. گرچه زمانی که افراد برای اولین بار جلسات درمان ISTDP را می‌بینند شیفتۀ فوران شدید هیجانات بیمار می‌شوند؛ اما این واقعاً فقط یکی از عوامل است و این درمان یک سیستم چند وجهی دارد.

عوامل اختصاصی یا عوامل مشترک؟!

دو پژوهش بسیار جالب دیگر هم وجود دارد که رسالۀ دکترای دانشجویان دانشگاه پنسیلوانیا است. در این پژوهش‌ها نیز متغیرهایی بررسی می‌شوند که مربوط به فرایند درمان هستند و به متغیرهای خاص در برابر متغیرهای مشترک تأثیرگذار بر درمان، در درمان‌های روانپویشی و رفتاری توجه می‌شود. نتایج این تحقیقات نشان داد که این عواملِ اختصاصی بودند که در واقع نتیجۀ درمان را پیش‌بینی کردند نه عوامل مشترک. عوامل اختصاصی در واقع همان عواملی هستند که مستقیماً به نظریۀ درمانی‌ای گره خورده‌اند که در جلسات درمان به کار گرفته می‌شود.

از دیگر یافته‌های جالب این پژوهش‌ها این بود که بین عوامل اختصاصی تأثیرگذار بر درمان و نتیجۀ درمان، یک رابطۀ منحنی شکل وجود داشت. به طوری که به نظر می‌رسید درمانگرانی که سطح متوسطی از عوامل اختصاصی را در کنار عوامل مشترک به کار می‌بردند، بهترین نتایج را از جلسات درمان خود به دست می‌آوردند. بنابراین، اگر درمانگری بیش از اندازه به عوامل اختصاصی اهمیت می‌داد یا آنها را نادیده می‌گرفت، نتایج خوبی به دست نمی‌آورد. همچنین این تحقیقات نشان دادند که در درمان‌های پویشی، مداخلات فرایندی_تجربه‌ای (و نه مداخلاتی که طی آنها درمانگر به بیمار تفسیر ارائه می‌کند) ارتباط خیلی بیشتری با نتایج مثبت درمانی داشتند.

درمان مؤثر

بنابراين، اگر بر روی روش درمانی دوانلو به نام ISTDP تمرکز کنیم، می‌بینیم که او ده‌ها سال پیش ادعا کرده است که درمان پویشی نه تنها می‌تواند مؤثر باشد بلکه فقط این درمان‌های پویشی هستند که می‌توانند در درمان بیماران تأثیرگذار باشند. به عبارت دیگر، او بیان می‌کند که عوامل اختصاصی هستند که مسئول نتیجۀ درمان اند، نه عوامل مشترک. به طور ویژه، او در مطالعات خود به این موضوع پی برد که کمک به بیمار برای مواجهه با احساساتی که از آنها اجتناب کرده و تجربۀ این احساسات در اعضا و جوارح بدنی، کلید اصلی ایجاد تغییرات عمیق و سریع در بیمار است.

ریشۀ شکل‌گیری و تداوم مشکلات بیمار

در نتیجه، درک اساسی ما این است که مشکلات بیمار نتیجۀ گریزناپذیر تکیۀ بیش از اندازۀ بیمار بر دفاع‌هایی است که از آنها در برابر احساساتی استفاده می‌کند که اضطرابش را برمی‌انگیزد. بنابراین، مشکلات بیمار از این طریق ایجاد می‌شوند و تداوم می‌یابند. بنابراین، منطقی به نظر می‌رسد که مداخلات درمانی ما به بیمار کمک کند تا دست از این دفاع‌ها بردارند تا بتوانند به طور مستقیم احساسات خود را تجربه کنند، اجازه دهند تا با خودشان و دیگران یک رابطۀ صمیمانه برقرار کنند، بنابراین، زمانی که بیماران از احساسات خود فاصله می‌گیرند یا از آنها اجتناب می‌کنند، رابطۀ صمیمانه‌ای با خودشان ندارند! آنها در چنین حالتی خودشان را به خوبی نمی‌شناسند. تمام اطلاعاتی که از علوم اعصاب به دست آمده و برای من جالب است نشان می‌دهند که به نظر می‌رسد افرادی که به تبلیغات و بازاریابی مشغول هستند، بهتر از ما می‌دانند که انسان‌ها بیشتر بر اساس احساساتشان تصمیم می‌گیرند و خرید می‌کنند، نه بر اساس دلایل منطقی. بنابراین، اگر بتوانیم به بیماران کمک کنیم تا واقعاً متوجه شوند که چه احساساتی را دارند تجربه می‌کنند و بعد به آنها کمک کنیم تا در مورد آنها تصمیمات هشیارانه‌ای بگیرند، باید بتوانیم نتایج بهتری بگیریم.

روش دوانلو

دوانلو یک روش درمانی‌ را تدوین کرده است. آنچه دوانلو آن را توالی پویشی مرکزی (CDS) می‌نامد در این روش درمانی جای گرفته است. فکر می‌کنم در CDS می‌توانید مراحل متفاوتی را ببینید که در این روش درمانی ادغام شده‌اند. سپس می‌خواهم در مورد تحقیقاتی صحبت کنم که از هر یک از مراحل این درمان حمایت می‌کنند.

برای مطالعۀ ادامۀ این مطلب، منتظر مقالات بعدی باشید